تبلیغات
عبور از تاریخ - اللهیار صالح در نقشی دیگر!

اللهیار صالح در نقشی دیگر!

تاریخ:پنجشنبه 6 شهریور 1393-08:55 ب.ظ

مدخل

فکر می کنم روز چهاردهم مرداد بود که یکی از خبرنگاران محترم ماهنامه ی نسیم بیداری تماس گرفت که شماره ی شما را از آقای تبریزی گرفته ام. قصد برگزاریِ نشستی با حضورِ آقایان : جواد منصوری، مجتبی سلطانی، رنجبر کرمانی و قاسم تبریزی، در خصوص « اللهیار صالح» را داریم. من، نوشتن را ترجیح دادم و پس از مدت زمانی کوتاه، معلوم شد که این نشست، شدنی نیست.

چون فرصت بسیار کم و خبرنگار محترم نیز، پیگیرِ موضوع بود، مطلبِ زیر را نوشتم و در تاریخ 18 مرداد 1393، به شرح و شرط زیر، برای ایشان ارسال نمودم :

« سلام علیکم

سرکار خانم ...!

همانگونه که عرض کردم، این مطلبِ مختصر، که تنها طرح یک مسئله می باشد را، بنا به دستورِ استاد عزیر آقای قاسم تبریزی نوشتم. ایشان به خوبی می دانند که اینجانب، علیرغم بضاعه مزجاه، اجازه ی حذف و اضافه به نوشته های خود را نمی دهم. پس خواهشمندم این مطلب را رعایت فرمائید.

ابراهیم ذوالفقاری»

و زمانی که این موضوع را تلفنی نیز با ایشان مطرح نمودم، قریب به این مضمون فرمودند که : « چون قرار است نظرات متفاوت نقل شود، چنین اتفاقی نخواهد افتاد.»  

نشریه ی شماره ی پنجاه ماهنامه نسیم بیداری، به چاپ رسید و معلوم شد که بخشی از این نوشته، که شامل اظهار نظری از دکتر محمد مصدق می باشد، دستخوشِ حذف واقع گردیده است.

                                                  

با توجه به اینکه مطالب حذف شده، با موضوع ارتباطِ مستقیم و تأثیرگذار دارد و به نوعی، نتیجه ی این نوشته است، اصل مطلب در این فضا آورده شد تا به هر دلیلی، تحریفی در تاریخ صورت نگرفته باشد.

مطلب حذف شده، به رنگ قرمز است :  

اللهیارخان صالح فرزند حسن مبصرالممالک یا مبصرالدوله، نایب الحکومه دهستان هایِ « آران » ، « بیدگل » و « نوش آباد »، از توابع کاشان است.

تحصیلات او، در مدرسه ای که میر سید محمد پرورش در کاشان تأسیس نموده بود، آغاز شد و سپس در تهران ادامه یافت.

تحصیل و آموزش در کالج امریکائی ها در تهران، اللهیار صالح را شیفته ی رفتار و منشِ آنان نمود و تا جائی مورد اعتمادشان قرار گرفت که پس از اتمام تحصیل، درحالی که جوانی 20 ساله بود، بلافاصله به عنوان مترجم و مستشار ایرانی سفارت امریکا در تهران به کار گرفته شد. فعالیتی که در جریان تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی، چشمگیر بود و تا سال 1306ش، که به دیوان سالاری حکومت راه یافت، ادامه داشت.

یکی از نقاط عطف و مبهمِ زندگی سیاسی اللهیار صالح، که امریکائیان را، مبتکرِ « فکرِ اتکاء به نفس »1 می دانست؛ مخالفتِ او با آرتور میلسپوی امریکائی است که از سال 1301ش، و در زمانِ وزیر جنگی رضاخان میرپنج، به عنوانِ « رئیس کل مالیه ایران »، فعالیت های مالی کشور را تحت کنترل و نظارتِ خود گرفت2. 

اولین دوره ی فعالیت های میلسپو در ایران، در خردادماه سال 1306ش، خاتمه یافت3؛ و پانزده سال بعد، یعنی در آبان ماه سال 1321ش، که اللهیارخان صالح، رئیس هیئت اقتصادی ایران در امریکا بود و برای تصدیِ وزارت دارائی به ایران فراخوانده شد، دومین دوره ی حضور ملیسپو به عنوانِ « رئیس کل دارائی » آغاز گردید4.

دورانِ وزارت اللهیار صالح، چند روزی بیشتر دوام نداشت. در روز 25 بهمن ماه سال 1321ش، در زمانی که کشور در اشغالِ نیروهای نظامی بیگانه بود، مجلس شورای ملی، به او رأیِ اعتماد داد و حدود 50 روز بعد، یعنی در روز 16 فروردین ماه سال 1322ش، اختلافات او با میلسپو، موجبِ کناره گیری وی شد؛5 که البته دلایل و عللِ آن نیز مطرح نگردید.   

در سال 1324ش، که حرکت های جدائی طلبانه فرقه دموکرات آذربایجان درحالِ آغاز شدن بود، اللهیار صالح، در مصاحبه ای که در مجله خواندنی ها به چاپ رسید، با ادعاهائی مبهم، به علتِ استعفای خود از وزارت دارائی اشاره نمود و گفت :

« هنوز چند هفته از ورود دکتر میلسپو نگذشته بود که بر من مسلّم شد با او نخواهم توانست کار بکنم. در آن ایام، ما توقعات زیادی از امریکائیان داشتیم. آنها را میانجی{ناجی} خود فرض، و تصور می کردیم اگر میلسپوی امریکائی بر رأس مالیه و اقتصاد کشور قرار گیرد، او خواهد توانست حقانیت ایران را به دنیا ثابت کند و به این وسیله، کلاه ایران در معرکه بین المللی حفظ خواهد شد. روی همین نظر، علاوه بر دکتر میلسپو و عده کثیری که او برای مالیه و اقتصاد استخدام کرد، در پاره ای از قسمت های حساس دیگر هم (از قبیل ارتش و ژاندارمری و شهربانی) امریکائیان را دخالت دادیم... طرز فکر اولیای ما در آن اوقات، همان بود که عرض کردم و احتمال می دهم به دکتر میلسپو نیز به همین شکل ها مطلب را فهمانده بودند، چنانکه دیدیم وقتی مبارزه مطبوعات برعلیه او شروع شد، ضمن مصاحبه با یکی از مدیران جراید پایتخت، میلسپو، وجود خود را « برای حفظ استقلال مملکت »6 لازم معرفی کرده بود! ولی نظر من از ساعت ورود به ایران و مشاهد اوضاع مملک، چیز دیگر بود... نظر من این بود که رفع شوریدگیِ حالِ کشور و ابراز موجودیت ایرانی، فقط به یک طریق حاصل می شود و بس و آن این است که بلاتأمل برعلیه « محور » داخل جنگ شویم و دوش به دوش سپاهیان شوروی و انگلیسی، در استالین گراد و العالمین به جنگ پردازیم... در آن موقع، دکتر میلسپو خود را « ناجی » ایران می دانست و... برای من در آن موقع، چاره ای جز استعفاء از وزرات دارائی و اطاعت از افکار عمومی نبود.

پس از استعفاء، چند ماه به اصطلاح « خانه نشین » بودم، ولی اشخاصِ مغرض که آب را گل آلوده می نمایند تا ماهی بگیرند، درصدد برآمدند که از خانه نشینی من استفاده کنند. بعضی از آنان سعی می کردند به مأمورین دولت امریکا در تهران، این طور جلوه دهند که من از امریکا ناراضی برگشته و اصولاً با امریکائیان مخالف شده ام و حال آنکه، محبتی که دولت امریکا موقع توقف آنجا درباره من نمود، بی سابقه بوده است، مثل اینکه شخص آقای مورکنتو، وزیر دارائی امریکا، به افتخار من ناهار داد و تلگراف خداحافظی که از آقای سامنرولز، معاون کل وزارت خارجه امریکا در موقع ورود اینجانب به قاهره رسید و توسط آقای جم، سفیرکبیر ایران به من داده شد، در آرشیو وزارت خارجه ایران موجود می باشد.

عده ای دیگر کوشش می نمودند کناره گیری من را پیراهن عثمان قرار داده، وسیله قیام برعلیه امریکائیان قرار دهند، این بود که من، دعوت میلسپو را بعد از چند ماه قبول نموده، ابتدا ریاست بانک رهنی را پذیرفتم و بعد از مدت کوتاهی، همین که ایشان و مستر رابین سن، رئیس قسمت تثبیت قیمت ها، به من گفتند از سهمیه های سال 1943 هندوستان استفاده نشده و تا من به هندوستان نروم، اطمینان نخواهند کرد یازده میلیون روپیه برای خرید جنس به آنجا بفرستند، با انتخاب به سمت ریاست هیئت بازرگانی ایران موافقت کرده، عازم هندوستان گردیدم...»7

این ادعا، درحالی بود که دکتر محمد مصدق نیز، که خود یکی از مخالفین دادنِ اختیارات خارج از قانون اساسی به  میلسپو بود، از روابط پنهانی ملیسپو و انگلیسی ها خبر می داد و  می گفت :

« سال 1302 بود كه كرن فلد، وزیر مختار دول متحده امریكاى شمالى، به من كه وزیر خارجه وقت بودم، به واسطه مترجم خود، آقاى اللهیار صالح، گفت : دكتر میلسپو را انگلیس ها آورده اند كه مطالبات آنها را از دولت ایران تصدیق كند. ( مقصود پول هائى است كه دولت انگلیس در آن جنگ، بدون قراردادى با دولت ایران خرج نمود و بعد از جنگ می خواست حساب كند.) من از حقیقتِ اظهاراتِ وزیر مختار اطلاعى ندارم و تكذیب آنرا به عهده خودِ آقاى دكتر میلسپو وا می گذارم و فقط مقصودم این است كه قاعدتاً آنچه را كه به من گفته است، باید به دولت خود گزارش داده باشد و اگر دولت امریكا می خواست بدون تحقیق و رسیدگى به گفته هاى مأمور خود ترتیب اثر بدهد، باید بلادرنگ دكتر میلسپو را احضار كند؛ زیرا كه شایسته نبود آن دولت، كسى را معرفى كند و آن كس برخلاف وظایف خود، كارى نماید؛ پس ممكن است كه در این ایام هم، به دولت امریكا، از طرف مستشاران یا كسان دیگر، گزارش هائى برخلاف واقع و حقیقت رسیده، كه موجب سوء تفاهم شده باشد؛ این است كه به عقیدة من، دولت باید به هر وسیله اى كه می تواند، از آن دولت رفع اشتباه نماید؛ زیرا دولتِ آمریكا در این مملكت، نظر سیاسى ندارد و در هر موقع، نسبت به ملت ناتوان ایران، از بذل مساعدت مضایقه ننموده و ملت ایران، بیانیه آن دولت را كه در موقع قرارداد انگلیس و ایران داد، هیچ وقت فراموش نمى كند و خود را همیشه مرهون توجهات آن دولت می داند.8»


                                 

اللهیارخان صالح، که یکی از اعضای هیئت نمایندگی ایران برای شرکت در کنفرانس سانفرانسیسکو بود، حدود 4 ماه بعد از این مصاحبه، و درحالی که اوضاع سیاسی کشور قدری بغرنج تر شده بود، با « روزنامه ایران ما » به گفتگو نشست تا ضمن تشریح فعالیت های اعضای این هیئت در سانفراسیسکو، به صورتی کاملاً حساب شده، خود را فردی مستقل! معرفی نماید :

« یکی از حوادث بزرگ کنفرانس سانفرانسیسکو، موضوع پذیرفتن آرژانتین بود... دول امریکا و انگلیس، موافق دعوت آرژانتین بودند، ولی دولت شوروی عقیده داشت که باید چند روزی دعوت این دولت را مورد مطالعه قرار بگیرد... در اینجا نمایندگان ایران، پس از شورِ مختصری، با هم، حق را به جانب شوروی دادند و هنگامی که پیشنهاد شوروی رأی گرفته شد، از شش دولتی که با پیشنهاد شوروی موافقت کردند، یکی ایران بود. وقتی پیشنهاد شوروی رد شد، از طرف ریاست کنفرانس اعلام شد که کسانی که با عقیده دولت های امریکا و انگلیس مبنی بر دعوت آرژانتین (بدون قید مدت) موافق هستند، قیام نمایند و در اینجا نیز نماینده ایران با نظر دولت های آمریکا و انگلیس موافقت کرد... با ذکر این موضوع، شما خوب پی خواهید برد که ما چقدر سعی کردیم رنگ نگیریم... شما شاید ندانید که ملت امریکا، به اتحاد جماهیر شوروی با احترام و اعتماد می نگرند. در تمام مدت کنفرانس سانفرانسیسکو، چشم ها به سوی نمایندگان شوروی دوخته شده بود...»9

در تیرماه سال 1325ش، اعلامیه ی ائتلاف حزب توده و حزب ایران، توسط : اللهیار صالح، غلامعلی فریور، فریدن کشاورز و ایرج اسکندری، انتشار یافت10 و پس از تشکیل کابینه ائتلافی قوام السلطنه نیز، که اللهیار صالح  وزیر دادگستری آن بود، نوشته شد :

« اللهیار صالح، کسی است که هیچ چیز درباره او نمی توان گفت... وزرای توده ای نیز کسانی هستند که تا کنون هیچ امتحان بدی نداده اند، اگرچه تاکنون کاری که بتوان روی آن قضاوت کرد، نداشته اند، ولی در کارهائی که داشته اند، خوب بوده اند. بعلاوه در راندن تیپ کهنه و مرتجع از دستگاه حکومت، از مؤثرترین عوامل بوده اند... »11

به واسطه ی همین رفتار سیاسی بود که پس ار ختم غائله ی پیشه وری در آذربایجان، در شایعاتی که پیرامون نخست وزیری تعدادی از رجل سیاسی مانند: سردار فاخر حکمت، مصدق السلطنه، اللهیار صالح، عبدالله معظمی و جم منتشر شد، اللهیار صالح در ملی گرائی بر دکتر محمد مصدق پیشی گرفت، تا جائی که مصدق از طرف منفردین مجلس شورای ملی، و صالح از طرف ملیون و هواخواهان تعدیل سیاست خارجی، به این عنوان معرفی شدند.12       

مطالعه ی رفتار سیاسی اللهیار صالح در مدت زمانِ حضور در دیوان سالاری حکومت پهلوی ها و حزب ایران و جبهه ملی و همچنین، بررسی خانواده ی گسترده او و برادرانش و ارتباط آنان با امریکا و چگونگی برادری وی با تیمسار محمدکاظم صالح شیبانی، همگی نیازمند فرصتی مناسب است.

ابراهیم ذوالفقاری

 

پی نوشت ها

1 . مجله خواندنی ها . 29/2/1324

2 . باقر عاقلی . روزشمار تاریخ ایران . ج 1 . ص 171

3 . همان . ص 223

4 . همان . ص 350

5 . همان . ص 355

6 . سید حسن تقی زاده، یکی از ارکانِ سه گانه ی اصلاح مملکت را ملیسپو می دانست و معتقد بود : « سردار سپه و دکتر ملیسپو و مجلس شورای ملی می توانند مملکت را اصلاح کنند.» مشروح مذاكرات مجلس شورای ملى . دوره ‏5 . جلسه 129

7 . مجله خواندنی ها . 29/12/1324

8 . مشروح مذاكرات مجلس شورای ملى . دوره ‏14 . جلسه 43

9 . مجله خواندنی ها . 1/6/1324    

10 . باقر عاقلی . روزشمار تاریخ ایران . ج 1 . ص 392      

11 . مجله خواندنی ها . 19/5/1325 در این خصوص، در مذکرات مجلس نوزدهم پیرامون اعتبارنامه یاللهیار صالح، استنادات فراوانی وجود دارد که علاقمندان می توانند به آن مراجعه نمایند.

12 . همان . 12/8/1326








Admin Logo
themebox Logo