تبلیغات
عبور از تاریخ - قسمت چهاردهم . محمدرضا پهلوی در مدرسه اکل نوول دوشی!

قسمت چهاردهم . محمدرضا پهلوی در مدرسه اکل نوول دوشی!

تاریخ:سه شنبه 3 بهمن 1391-08:36 ب.ظ

چهار مسافری که با برنامه ریزی های دقیق، برای آموزش و تربیت! راهی سوئیس شدند، عبارتند از: محمدرضا پهلوی . علیرضا پهلوی . مهرپور تیمورتاش و حسین فردوست.

اولین همسفرِ محمدرضا پهلوی، برادرش علیرضا بود که متولد فروردین ماه سال 1301 ش و 4 سال کوچکتر از او بود؛ چون قرار بود او نیز در این سفر همراه محمدرضا باشد، علی رغم اینکه هنوز دوران ابتدائی دبستان نظام را به پایان نبرده و در کلاس چهارم ابتدائی بود، به این سفر اعزام شد و همان گونه که اعزام وی به سوئیس در سایه ی ادامه ی تحصیل ولیعهد بود، بازگشت او نیز در همین راستا انجام پذیرفت و در سال 1315 ش به همراه محمدرضا به ایران بازگشت و تحصیلات خود را در دبیرستان نظام و دانشکده افسری ادامه داد و در سال 1320ش، که سال سرنگونی رضاخان بود، با دریافت گواهینامه ی افسری فارغ التحصیل شد.


علیرضا پهلوی

دومین فرد، حسین فردوست بود، که علی رغم آنکه در نقلِ خاطرات خود، دلایل و چگونگی انتخاب خویش را در جریان ورود به جمعِ همکلاسی های محمدرضا و همراهی او به سوئیس توضیح داده است، ولی همچنان نیاز به واکاوی آن احساس می شود. به هرحال، او از ابتدا تا انتهای سفر و تا پایان دوران حکومت شاهنشاهی پهلوی، یکی از نزدیکترین افراد به محمدرضا بود و در جایگاه ها و موقعیت های مختلفی به او خدمت کرد؛ در حالی که به عنوان نیرویی مطمئن و کارآزموده در اختیار سرویس های جاسوسی نیر قرار داشت.

سومین نفرِ این جمع، مهرپور تیمورتاش، کوچکترین فرزندِ پسرِ عبدالحسین تیمورتاش، وزیر دربار رضاشاه بود که به واسطه ی نزدیکی و تقربی که به رضاخان داشت، فرزند خود را به همراه ولیعهد به سوئیس فرستاد. این سفر برای مهرپور، پایان خوشی نداشت، زیرا پس از دستگیری پدرش در دی ماه 1311ش، مجبور به بازگشت به ایران و تبعید به همراه خانواده شد.

عبدالحسین تیمورتاش به همراه خانواده

آن گونه که مشهور است، در کشورسوئیس، به دلیل عدم وجود منابع طبیعی قابل توجه، تحصیلات از درجه ی اهمیت بالائی برخوردار است و به همین علت است که ادعا می شود که بهترین سیستم آموزشی در دنیا متعلق به آنهاست. این ادعا درحالی صورت می گیرد که شیوه های آموزشی در استان های مختلف سوئیس، در سن دانش آموزان در زمانِ شروع به تحصیل و همچنین نحوه ی آموزش متفاوت است.

حسین فردوست که تنها بازگوکننده ی خاطرات دوران تحصیل در سوئیس می باشد، نقل می کند:

« قرار بود ما در مدرسه لُه روزه (Le Rosey) تحصیل کنیم، ولی هنوز وضع ثبت نام مان مشخص نشده بود؛ لذا موقتاً ما را به یک مدرسه معمولی به نام « اکل نوول دوشی» در شهر لوزان فرستادند.1»

اینکه چرا پیش از آنکه مقدمات ثبت نام ولیعهد در مدرسه له روزه آماده شود، محمدرضا پهلوی و همراهانش با عجله راهی سوئیس شدند تا مجبور شوند به مدت یک سال در مدرسه ای معمولی که « محصلین آن اکثراً سوئیسی و از طبقات پائین جامعه بودند و گاه صحبت ها و حرکات ناهنجار2» داشتند، تحصیل نمایند، حکایتی است که می بایست حقیقت آن را در شناخت فلسفه ی وجودی و تفکرات مؤسسین  این مدرسه جستجو نمود.

«اکل نوول دوشی»! نیز مدرسه ای شبانه روزی و بین المللی بود که با هدف آماده سازی دانش آموزان، برای تبدیل شدن به « شهروندان جهان » فعالیت می نمود. حسین فردوست نیز با نقل اینکه من و مهرپور تیمورتاش در مدرسه و محمدرضا و علیرضا در خانه ی پرفسور مرسیه ساکن بودیم و همچنین با تعریف خاطره ی درگیری محمدرضا با یکی از د انش آموزان مصری در این مدرسه، به شبانه روزی و بین المللی بودن آن اشاره نموده است. مدرسه اکل نوول دوشی نیز که اساس برنامه ی ریزی آموزشی آن بر محور تربیت کودک و تحریک میل به یادگیری او متمرکز شده، همانند مدرسه له روزه، دارای قدمتی طولانی، امکاناتی استثنائی و فضائی رویایی است و به نظر می رسد، به صورت تعربف شده یا نشده! مرحله ی مقدماتی ورود به مدرسه له روزه برای برخی از دانش آموزان کشورهای غیر اروپائی باشد.

آموزش های رسمی در این مدرسه و آموزش های غیررسمی! در خانه ی پرفسور مرسیه، نه تنها شخصیت محمدرضا پهلوی را برای حضور در له روزه و آموزش های بعدی، که او را برای پیگیری اهداف استعمارگران در جایگاه پادشاهی کشور ایران نیز آماده ساخت. محمدرضا پهلوی، خود نیز به این مسئله اعتراف نموده و می نویسد: « اقامت 4 ساله من در سوئیس، یکی از مهمترین ادوار زندگی من بوده است و محیط دموکراسی و کاملاً غربی سوئیس، در روحیات و اخلاق من، پس از نفوذ معنوی{ً؟!} پدرم، بیش از همه تأثیر داشته است.3»

 در این موقع، مستشارالملک4 به عنوان: معلم زبان فارسی و مؤدب الدوله نفیسی5 به عنوان: سرپرست و پزشک مخصوص و فردی به نام اسکندر، به عنوان: راننده ی شخصی، در کنار ولیعهد ایران بودند. از این دوران سند مکتوب فراوانی در دست نمی باشد، ولی آنچه مشخص است این است که آقای نفیسی، گزارشاتی را از نحوه ی آموزش ها و چگونگیِ احوال ولیعهد به صورت نوبه ای برای دربار ایران ارسال می نموده است. نامه ی زیر که در پاسخ یکی از این گزارش ها نوشته شده، نشانگر این مطلب است:

« تاریخ : 6/3/1311  آقای دکتر مؤدب نفیسی

مراسله نمره 115 متضمن پاکت و مشق و دیکته های والاحضرت اقدس ولیعهد... روحی فداه از شرفعرض خاک پای ملوکانه ارواحنا فداه گذشت. یک طغرا دستخط مبارک شاهانه و 4 طغرا پاکت از طرف علیاحضرت ملکه پهلوی دامت عظمتها لفاً ارسال می گردد به حضور مبارک والاحضرت معظم تبلیغ فرمائید. از دو بسته امانتی که سابقاً اشعار فرمودید که به توسط پست ارسال فرمودید یک بسته آن که محتوی کاغذ و پاکت است رسید ولی بسته دیگر تاکنون نرسیده. پستخانه طهران هم اظهار بی اطلاعی می نماید. قدغن فرمائید از پستخانه آنجا تحقیقات  نمایند که چه تاریخ و به چه وسیله به طهران فرستاده اند....»


 

1 . ظهور و سقوط سلطنت پهلوی . ج 1 . ص 39

2 . همان . ص 40

3 . همان . ص 44 . به نقل از : مأموریت برای وطنم . محمدرضا پهلوی . ص 100

4 . حسنعلی مستشار, معروف به مستشارالملک، فرزند میرزا شفیع مستشار الملک گرگانی در سال ۱۲۷۳ ش در تهران به دنیا آمد. در رشته ی ادبیات فارسی و عربی و فلسفه و ریاضیات تحصیل کرد. در دوره های 12 و 13 نماینده مجلس شورای ملی شد و عضو پیوسته فرهنگستان نیز بود. وی در اسفند ماه سال ۱۳۲۴ش از دنیا رفت.

5 . دکترعلی اصغر مؤدب نفیسی، معروف به مؤدب الدوله، در سال 1251ش، درتهران به دنیا آمد. پدرش‌ میرزاعلی‌ اكبر خان‌ ناظم‌ الاطباء، معروف به ناظم الاطباء کرمانی است و سعید نفیسی که یکی از مشهورترین افراد این خاندان است، برادرِ ناتنی اوست. ناظم الاطباء از تحصیل کردگان مدرسه دارالفنون در رشته طب و رئیس اولین بیمارستان دولتی در سال 1290ش، کسی بود که در جریانِ ایجاد مدارس به سبک و شیوه ی اروپائی، یکی از اولین مدرسه ها را به نام « شرف » در تهران تأسیس نمود. اولین همسر ناظم الاطباء، زنی از خاندان دولتشاهی بود که از او صاحب دو فرزند شد. یکی از آن دو، دکترعلی اصغر مؤدب الدوله است. همسر دوم او از خانواده ی خواجه نوری بود که سعید نفیسی یکی از فرزندان آن دو، می باشد که با همت و تلاش برادر ناتنی خود، مؤدب الدوله، در 15 سالگی برای ادامه تحصیل به سوئیس و پس از آن به فرانسه رفت.   مؤدب الدوله نیز پس از تحصیلات مقدماتی، مانند پدرش در مدرسه ‌ی دارالفنون در رشته ی طب درس خواند و در زمان مظفرالدین شاه به پاریس رفت و از دانشگاه پاریس دکترا گرفت. در اوایل نهضت مشروطیت به ایران بازگشت و به تدریس در دارالفنون و فعالیت ترجمه مشغول شد. بعد از استبداد صغیر و تشکیل دوباره ی مجلس شورای ملی، در دومین دوره نماینده شد. در سال 1298ش، ضمن حضور درکابینه وثوق الدوله، پزشک مخصوص دربار نیز بود. جایگاه او در نزد کودتاگران انگلیسی به میزانی بود که در دهم اسفند سال 1299ش، در اولین کابینه ای که توسط سیدضیاءالدین طباطبائی، یک هفته بعد از کودتا تشکیل شد، به عنوان وزیر صحیه و خیرات عمومی حضور یافت و بعد هم به عنوان پزشک مخصوص رضاخان به دربار رفت و از دوران کودکی محمدرضا پهلوی، امور درمانی او را تحت نظر داشت؛ همین نزدیکی و نسبتی که احتمالاً از طرف مادر با یکی از همسران رضاخان (عصمت الملوک دولتشاهی) داشت، موجب گردید تا یکی از همراهان ولیعهد در کشتی شوروی باشد و تمامیِ مدت 5 سال حضور او در سوئیس را به عنوان سرپرست وی فعالیت کند. علی رغم اینکه می نویسند: « محمدرضا پهلوى نسبت به او بسیار بدبین و عصبانى بود؛ به همین دلیل در دوران سلطنت خود كارى به او ارجاع ننمود. علت این بى‏مهرى سختگیرى‏هائى بود كه مؤدب‏الدوله در سویس نسبت به او اعمال مى‏كرد و كوچكترین خطاى ولیعهد را به رضاشاه گزارش مى‏داد.» ولی نه تنها در گزارشات ارسالی باقی مانده از او، چنین برداشتی نمی توان نمود که برعکس، فرزندان او، به علت جایگاهی که او در نزد محمدرضا پهلوی داشت، در مقامات مختلفی قرار گرفتند. یکی از پسرانش به نام حبیب، در سال 1308ش پس از اخذ دیپلم، به خرج ارتش به اروپا رفت و مهندس شد و بعد از بازگشت، رئیس کارخانه مهمات سازی گردید. ابتدا با خانواده حکیم الملک وصلت کرد و پس از مرگ همسرِ اول، شوهرِ خواهر یحیی عدل شد. در سال 1320ش از ارتش به وزارت پیشه و هنر رفت و در کابینه ی حسین علاء، که در سوئیس به همراه مؤدب الدوله در رتق و فتق امور ولیعهد همکاری داشت، معاون و کفیل وزارت راه شد. در دوران مصدق، وزیر مختار و سرپرست محصلین ایرانی در امریکا شد و پس از بازگشت، معاون فنی وزارت فرهنگ گردید و پس از بازنشستگی نیز، مجوز تأسیس دانشکده ای فنی، به نام تکنو نفیسی گرفت. پسر دیگر او به نام عباس نیز در مدرسه سن لوئی، که متعلق به کشیش های لازاریست کاتولیک فرانسوی بود، درس خواند و سپس به فرانسه رفت و دکترای پزشکی گرفت. همزمان با بازگشت پدرش از سوئیس، در دانشکده پزشکی استخدام گردید. او نیز در کابینه ی حسین علاء معاون وزیر بهداری، وزیر بهداری و معاون نخست وزیر بود و در دوره های 13 و 19 و 20 نماینده مجلس شورای ملی و از سال1342 به بعد نیز سناتور شد.

مؤدب الدوله نفیسی که مدیر مجله ای به نام « حفظ الصحه » نیز بود، در تیر ماه سال 1328ش در تهران از دنیا رفت.

 








Admin Logo
themebox Logo